اتفاقات هفت سال پيش رو هيچ وقت فراموش نميکنم؛ از 22 خرداد تا 22 بهمن؛ هشت ماهي که براي خيلي از علاقه مندان به نظام مقدس جمهوري اسلامي به سختي هشت سال گذشت، هشت ماهي که در امتداد هشت سال دفاع مقدس، به درگيري بين حق و باطل سپري شد و بين بچه حزب اللهي ها به هشت ماه دفاع مقدس معروف شد، هشت ماهي که خيلي ها رو غربال کرد و باطنشون رو رو کرد، چه مردم عادي و چه خواصي که دم از انقلاب و نظام و ولايت فقيه ميزدند و ادعاي شاگردي امام و کتب امام رو هم داشتند!
ولي شيريني يه روز که تلخي 8 ماه رو خيلي کم کرد رو تا عمر دارم فراموش نميکنم؛ روز باشکوه نه دي. اون روز وقتي به سمت ميدون انقلاب تهران راه افتاديم، هرگز به ذهنم خطور نميکرد که با چه صحنه اي رو به رو ميشم و فکر نميکردم اون روز قراره روزي تاريخي بشه که حماسه نام بگيره و نماد بصيرت يک امت بشه.
با زحمت تونستيم ماشينمون رو به نزديکاي يادگار امام برسونيم و از اون به بعد پياده راه افتاديم به سمت انقلاب، انقلابي که به لطف خدا، قدرت نهضت عاشورا، عنايت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و با تدابير و رفتار و منش حکيمانه ي امام خامنه اي در قلوب مردم ايران اسلامي ايجاد شده بود و بساط فتنه اي هشت ماهه و البته با سابقه اي چندين ساله رو برچيد، مشتي بر دهان فتنه گران و صاحبان مستکبرشون کوبيد و بنا به فرمايش رهبر عزيزمون دنيا رو خيره کرد.
اون روز نميتونستم راحت باور کنم اون چيزي رو که ميديدم؛ شور انقلابي مردم، قيام پير و جوون عليه کساني که حاصل خون صدها هزار شهيد رو هدف گرفته بودن، اعلام انزجار کوچيک و بزرگ از مزدوران استکبار و جيره خواران نظام سلطه، اتحاد مردمي که علاقه شون به ايران اسلامي و رهبر مظلومشون اونا رو از هر سن و جنس و شکل و پوشش و حجابي و از هر قشري زير پرچم انقلاب و ولايت فقيه جمع کرده بود.
در مسير ميدون انقلاب، لحظه به لحظه جمعيت فشرده تر ميشد و روحيه ي انقلابي گري رو در هر گوشه اي ميشد ديد، از پوسترها و دست نوشته ها تا شعارهاي خودجوشي که با ذوق انقلابي خاصي و بعضاً به زبان طنز طراحي شده بودند و مطالبات مردمي رو گوشزد ميکردند؛ از درخواست مجازات سران فتنه و انزجار از پشتيبانان فتنه از جمله تاجر باغ پسته تا اعلام وفاداري به انقلاب، نظام و ولايت فقيه.
اما با همه ي اين تعاريف، يه نکته خيلي پررنگ و قابل توجه بود و اون اين بود که در همه ي شعارها، پوسترها، بنرها، پلاکاردها و دست نوشته ها تنها حمايت از امام خامنه اي و اصل انقلاب و نظام ديده ميشد و نه هيچ شخص ديگه اي. و اين جواب خوبي بود به مغرضاني که نظام و به ويژه مردمي که براي مقابله با فتنه بسيج شدند رو متهم به حمايت از يه جريان و شخص خاص ميکردند.
از نقاط قوت حماسه ي 9 دي اين بود که مشخص شد بصيرت بسياري از عوام از بسياري از خواص به مراتب بالاتره و خيلي از مسئولاني که سر سفره ي انقلاب به همه چيز رسيدند، با بلند شدن گرد و غبار فتنه نتونستند مثل مردم کف اجتماع حق رو از باطل تشخيص بدند و يا اگر تشخيص دادند، حد اقل جرأت و وجود اعلام موضع و حمايت از حق رو نداشتند، بگذريم از خواصي که باطنشون بر خلاف ظاهرشون و حرفهاي قشنگشون در اطاعت از رهبري، اصلاً با مسير انقلاب همسو نيست و امثال اين فتنه ها با همه ي آسيب ها، حد اقل چهره ي واقعي تري از اونها به نمايش ميذارن.
يکي از نکات پر رنگ اين حماسه، پشتيباني اون از طرف نهضت عاشورا به صورت محوريه و خون حضرت اباعبد الله الحسين (عليه السلام) يه بار ديگه و پس از قرنها، قدرت و نفوذ خودش رو در سرنگوني باطل به نمايش گذاشت و دقيقاً همون جايي اجل جريان معاند و فتنه گر سر رسيد که با عاشورا و امام حسين (سلام الله عليه) درافتادند و زود هم ورافتادند.
نکته ي ديگه اي که 9 دي مشخص کرد اين بود که هر چقدر بصيرت مردم بيشتر باشه، عمر فتنه کوتاهتر ميشه و ميتونست از اين هشت ماه هم کوتاهتر بشه، حتي با بصيرت بيشتر مردم، ميشه از تولد فتنه هم جلوگيري کرد.
و کلام آخر اين که ما وقتي راه نجات رو در اتحاد زير پرچم ولايت فقيه و ضرر رو در سستي در اطاعت از امام امت ديديم، ديگه نبايد دچار اشتباه در تشخيص بشيم و با انتخابي اشتباه، باعث افتادن عنان اين کشور انقلابي به دست نااهلان و نامحرمان بشيم که دل در گروي دشمن و ارتباط با آمريکا دارند که ممکنه همين انتخابهاي ما زمينه ساز فتنه هاي بعدي و شايد بزرگتر بشه و در اين صورت، بي بصيرتي ما تنها افسوس و خسران دنيا و آخرتمون رو به همراه خواهد داشت، خداي نکرده.
حسن صياد

برچسب: هشت ماه دفاع مقدس,8 ماه دفاع مقدس,کتاب هشت ماه دفاع مقدس,
نویسنده: کامیار کاظمی