آقاي علي لاريجاني!
وقتي در جمع مردم مشکلات و نابساماني هاي روز که ردپايشان بيشتر مي رسد به عملکرد ضعيف، بد و افتضاح دولتي با روحيات غير انقلابي، از رئيس جمهور و تعدادي از وزرايش گرفته تا بعضي فرمانداران و کارمندان محلي، و صحبت از چاره جويي و راه حل مي شود، نهايتاً نام مجلس و مفهومي به عنوان نظارت و بازخواست به عنوان نماينده ي مردم و خانه ي ملت به ميان مي آيد؛ عنواني که چندان با مسمي هم نيست! چه خانه ي ملتي که صداي هر حزب و جناح و جريان خاصي از آن شنيده مي شود به جز صداي ملت؟!
يادم مي آيد در گذشته اي نه چندان دور، انقلابي ترين عملکردها را از امثال شما مي ديديم... اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا!

هم اکنون شما افتخار داريد رياست مجلسي را به عهده داشته باشيد که بسياري از جهت گيري هاي غالب آن روي مجلس ششم را سفيد کرده!
شما افتخار داريد که در دوران رياستتان در بيست دقيقه با تأثير انکارناپذير جنابعالي، يکي از ننگين ترين و خسارت بار ترين قراردادهاي تاريخ ايران به نام برجام تأييد و تصويب مي شود!
شما مفتخريد به رياست مجلسي که رئيس جمهور در دوره ي فعاليت آن بزرگترين کوتاهي ها و تخلفات را انجام مي دهد، نزديکانش بزرگترين پرونده هاي فساد مالي را رقم مي زنند و بعضي وزرايش بزرگترين خيانتها را به مملکت اسلامي و آرمانهاي انقلاب مي کنند و خيالشان راحت است که حتي امضاهاي استيضاح هم با تعامل و مذاکره قابل پس گرفتن است!
شما افتخار داريد رئيس مجلسي هستيد که شايد آينده معلوم کند که چقدر در خلاف جهت زمينه سازي براي تمدن نوين اسلامي شتابان قدم برداشته است!
و ...
مجلس تحت رياست شما از اين آزمون آخر هم هرچند به هر بهانه و توجيه واهي، روسفيد بيرون نيامد! نماينده ي ستاد ميرحسين موسوي؛ اهدا کننده ي عنوان مزخرف به مسکن مهر قشر مستضعف، متهم رديف اول ريخته شدن خون دهها زائر امام رضا (عليه السلام)، متهم سوءاستفاده ي فرزند از موقعيت پدر و فسادهاي مالي و ... پس از استيضاح، رأي اعتمادي بيشتر از روز اول معرفي از طرف دولت بنفش گرفت و نمکي بر زخم دل داغدار خانواده هاي عزادار قطار سمنان مشهد پاشيد!
همه ي اينها بماند، چرا پس از اعلام نتيجه ي شرم آور استيضاح، ديگر از او دلجويي کرديد و با سلام و صلوات و آرزوي توفيقات بيشتر در تخلفات و تقصيرات مستمر، به سبک بدرقه ي يک قهرمان ملي بدرقه اش کرديد؟! و به عبارتي مقصر را تنبيه نکرديد، چرا تحويلش گرفتيد؟!
آقاي لاريجاني! حافظه ي کشور مظلوم و سياست زده ي ايران در طول تاريخ، هر چند تلاشهاي مذبوحانه اي در جهت تحريف آن صورت پذيرد، به درستي چهره ي خادمان را از کساني که با نقاب خادم، همواره ماهي خود را از آب گل آلود صيد کرده اند، باز شناخته و خواهد شناخت.
اما از باب امر به معروف و نهي از منکر عرض مي کنم؛ اين دنيا و مال و مقامش گذراتر از آن است که فکرش را بکنيم!
حسن صياد

برچسب:
نویسنده: کامیار کاظمی