وقتي من مسئولم و وظايفم را انجام نمي دهم، به وعده هايم عمل نمي کنم، به خواسته هاي رأي دهندگانم اعتنايي نمي کنم و مي گويم: «شرمنده نيستم»، چند معني مي تواند داشته باشد؛
«شرمنده نيستم» يعني من وعده اي يادم نمي آيد که عملي نکرده باشم، پس يعني من فراموشکارم و شرمنده نيستم!
يا اين که «شرمنده نيستم» يعني من دروغ را بد نمي دانم، بنابراين از قول هاي دروغم و ادعاهاي کذبم شرمنده نيستم!
يا اين که «شرمنده نيستم» يعني اصلاً من اتلاف فرصت و بودجه ي مردم، پايمال کردن عزت ملي، لطمه به استقلال کشور، کمک به افزايش فساد و رانت خواري به ويژه از نوع دولتي و ... را ناپسند نمي دانم و شرمنده نيستم!
يا اين که «شرمنده نيستم» يعني من وظايفم را به خوبي انجام داده ام، پس شرمنده نيستم! و اگر امور فوق وظيفه اي بوده که مأموريت انجام آن ها به من داده شده که واويلا!!!
و در جايي که رهبر عزيزمان از اين که مسئولان به وظايفشان در قبال ايجاد اشتغال و ... عمل نکرده اند، ابراز شرمندگي مي کند و من «شرمنده نيستم» يعني از ولايت مداري بويي نبرده ام و هرچند رياکارانه همواره از تبعيت از رهبري حرف بزنم، فريب کار دورويي بيش نيستم و بنابراين شرمنده نيستم!
حسن صياد

برچسب:
نویسنده: کامیار کاظمی