عجيب تر از اين که رئيس دولت شکست ها با چه رويي در روز ملي فناوري هسته اي، جلوي دوربين ها حاضر شد، اين است که با چه رويي اين گونه بي عذاب وجدان به خيال پردازي ها و روشن تر بگويم؛ دروغ پردازي هاي خود ادامه مي دهد؟!
در روزي که يک روزي با افتخار آفريني دانشمندان و شهداي مظلوم هسته اي به نام فناوري هسته اي مزين شد و امروز روحاني بر جنازه ي آن لطيفه مي گويد و بادنجان دور قاب چين هايش تأييدش مي کنند! شبيه پادشاه لختي که اطرافيان از ترس متهم شدن، لباسش را تمجيد مي کردند! و اگر جرأت و مردانگي داشت در حضور خانواده هاي شهداي هسته اي و همکاران شهيد مصطفي که توسط دولت به اصطلاح اعتدال اخراج شدند، اين چنين ياوه مي گفت.
بر خلاف ميلم به شنيدن صداي ناراحت کننده ي شيخ، شنيدم که برجام را ابري در حال بارش خواند و با همان بي ادبي معمول و با لحني تمسخر آميز به کساني که صداي رعد و برق ابر برجام را نشنيدند، براي چندمين بار اهانت کرد.
اما آب در هاون مي کوبد! و کيست که نداند اگر برجام ابر است، جز نکبت و بدبختي از آن نباريده!
و اگر روحاني صدايي شنيده، صداي رعد و برق نبوده، بلکه صداي ناله ي قطعات جدا شده ي تأسيسات هسته اي بوده!
حسن صياد

برچسب:
نویسنده: کامیار کاظمی