خرید بک لینک

غزلي در ميلاد رسول مهرباني ها؛ حضرت محمد مصطفي؛ صلي الله عليه و اله


در حبس سينه تاب نمي آورد دلم
شوريست در دلم که از آن است مشکلم

اشکي زلال هديه ي شوقش به چشم من
عشقيست آتشين شده آغشته اش گلم

موجم تمام شور و نمي آرمم غريب
تا سر نهم به بستر زانوي ساحلم

امشب تمام ثانيه ها را شمرده ام
تا صبحم آيد و بنشيند مقابلم

صبحي که شام بتکده بي او سحر نداشت
صبحي که با رسيدنش امروز کاملم

تکرار مي کنم نگرانم از اشتياق
در حبس سينه تاب نمي آورد دلم


شعر: حسن صياد


بستر زانوي ساحلم

برچسب: نویسنده: کامیار کاظمی تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 11:35

صفحه بندی